
........................................................................
........................................................
.................................
..............
.......

من برای زنده بودن
جستجوی تازه می خواهم
خالی ام از عشق و خاموشم ،
های و هوی تازه می خواهم
خانه ام گل خانه ی ياس است ،
رنگ و بوی تازه می خواهد
ای خدا بی آرزو موندم ،
آرزوی تازه می خواهم
عشق تازه ، حرف تازه ،
قصه ی تازه کجاست
راه دور خانه ی تو
در کجای قصه هاست
تا کجا بايد سفر کرد ،
تا کجا باید دويد
از کجا بايد گذر کرد
تا به شهر تو رسيد .
.........................................................................................

با سلام به تمام دوستان
میدونم از دستم کلی ناراحتین که نه بهتون سر میزنم و نه آپ میکنم
درسته درس نمیخونم . دانشگاه نمیرم ولی باور کنید از تمام شما ها که درس
میخونید بیشتر گرفتاری دارم
قربان شما
علیرضا ـ شبهای بی ستاره

کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده ما رو در و دیوار نمی فهمه
واسه ی تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه
سقوط من در خودمه
سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه
دشمنیا مصیبته سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته ....
...............................................................................................

کنار تو آروم میام پا میزارم
چراغی تو دستت شبها جا می ذارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
به شوق تو عهدی با چشمات می بندم
دوباره به این عشق به این دل می خندم
قصه ی عشق، بازیه چرخ روزگاره...

پنجه افکنده ام
به جای باز کردن طناب ها به دور دست می نگرم
سخت و سنگین بار میکشم
برای بر طرف کردن انتظارات و توقعات دیگران
دیگران هم به جای هم راهی برای باز کردن طناب ها بد ترو بدتر به طنابها می افزایند
من نیازمند رهایی هستم میخواهم پرو بال بگشایم !!!

رو می کنم به آينه ... رو به خودم داد می زنم
ببين چقدر حقير شده ... اوج بلند بودنم
رو می کنم به آينه ... من جای آينه می شکنم
رو به خودم داد می زنم ... اين آينه ست يا که منم
...من و ما کم شده ايم٫ خسته از هم شده ايم...
...بنده خاک، خاکِ ناپاک ٫خالی از معنای آدم شده ايم...
...دنيا همون بوده و هست ٫حقارت از ما و منه...
...وگرنه پيشِ کائنات ٫ زمين مثل يه ارزنه...
...زمين بزرگ و باز نيست ٫دنيای رمز و راز نيست...
...به هر طرف رو می کنم ٫راهِ رهايی باز نيست...


کجا بودم کجا رفتم
کجایم من نمی دانم
به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم
ندارم من در این حیرت
به شرح حال خود حاجت که او داند که من چونم اگرچه من نمی دانم
..................................................................

چرا وقتی میریم مدرسه همش دوست داریم از مدرسه فرار کنیم ولی وقتی
مدرسه تموم میشه دوست داری بری مدرسه و سر اون جای همیشگیت بشینی و
به گذشته فکر کنی به دوستات و به شیطنت های که سر کلاس انجام دادی
هیییییییییییییییییییییییی
یادش بخیر من که از اون اول دبستان اخرین میز میشستم تا
چند ماه پیش که خیر سرمون دیپلم گرفتم .

شما چی از دوران مدرسه چیزی یادتون هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میلاد با سعادت حضرت علی (ع)
بر تمامی مسلیمین جهان مبارک
و همچنین روز پدر !!!
..........................................................................................................